مادرم می گوید. . .

کی مهربونیتو گرفت
از منه غرقابه ی درد
کی دستای عزیزتو
تبر برای ساقه کرد
کینه رو کی یاده تو داد
تو هم شدی مثل همه
از تنه گرم عاشقت
کی ساخته یک مجسمه
نمیشه باورم تویی
نه اینکه چشمای تو نیست
تو طاقتت نبود منو
ببینی با چشمای خیس
قد تمومه درد من
تو داشتی کهنه مرهمی
دیروز بودی مرگ غمم
امروز تولد غمی
از لب قصه سازه تو
مونده صدای دشمنی
سخته که باورم بشه
تو همون عاشق منی
نمیشه باورم تویی
نه اینکه چشمای تو نیست
تو طاقتت نبود منو
ببینی با چشمای خیس

/ 21 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یلدا

ای آن که غمت مسئله آموز من است شور غم تو در دل پرسوز من است روزی که حسین! بر تو من گریه کنم سوگند به تو که بهترین روز من است . . . ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

مریم

دلم را بازده پیش تو بیکار است می دانم تو را این جنس بی مقدار بسیار است می دانم پ ن : آمدیم نبودید ...

يلدا

انشاله هرجا هستي موفق باشي نرگس عزيز

هیچکس

سلام عزیزم وبلاگ جالبی داری اگه با تبادل لین موافقی خبر بده

سوزان

حداقل یه سر بزن راه دوری نمیره♥ . . . . . سلا عسیسم خوبی؟ من خیلی ناراحتم بیا وبم میفهمی به خاطر یاسمن♥ من آپم الان اومدم چون شب یلدا نیستم به خاطر همین الان آپ کردم عقشم شب یلدا مبارک♥